جلال الدين الرومي

295

فيه ما فيه ( فارسى )

تا ز برگ خشك و تازه خوردنم * سبز گشته بود اين رنگ تنم دانشمند محقّق آقاى مجتبى مينوى در ضمن مطالعات خود به نسخهء تفسيرى در كتابخانه‌هاى اسلامبول برخورده‌اند كه به احتمال قوى مؤلف آن منتسب بدين شيخ محمّد سررزى است و شيخ مزبور نياى بزرگ او مىشود . اينك عين يادداشت آقاى مينوى را نقل مىكنيم و از ايشان درين مساعدت بىدريغ متشكّريم . « نسخه تقريبا كاملى از تفسير مختصرى به فارسى در جزء كتب على اميرى افندى شمارهء 2 در كتبخانه ملّت است تأليف يعقوب بن عثمان ( كلمه را تراشيده و تغيير داده‌اند اصل معلوم نيست ) بن محمود بن محمّد الغزنوى ثم الجرخى ثم السررزى [ كه مؤلّف در آغاز مىنويسد ] قد التمس منى زمرة الاحباب و الاصحاب ان اكتب لهم تفسيرا للفاتحة و لسورة الملك الى آخر الكتاب منتخبا من التيسير و الكشاف و الكواشى و غيرها بالفارسى . بعد از تفسير فاتحه سورة الملك است تا سورة الكوثر ، از آخر يكى دو ورق بايد افتاده باشد فعلا 218 ورق است به خطّ نسخ به قطع كوچك‌تر از خشتى و شايد از نسخ قرن دهم يا يازدهم باشد - از مولوى زياد استشهاد آورده است [ از اين اشخاص ياد مىكند ] . شيخ محقّق خاوند سعيد كابلى مىفرمايد ، حكيم سنايى غزنوى مىفرمايد . و امام ابو المعين نسفى صاحب كتاب تبصرة الادله گفته است . چنان‌كه ابن فارض رضى اللّه عنه گويد . » و چون مؤلّف از مآخذ خود يكى تفسير كواشى را اسم مىبرد كه مؤلف آن موفّق الدّين احمد بن يوسف موصلى ( متوفى 680 ) است پس زمان او مقدّم بر اواخر قرن هفتم نتواند بود و با ملاحظه وسائط او تا محمّد سررزى نظر ما دربارهء تاريخ زندگى ( محمّد سررزى ) تأييد تواند شد زيرا مؤلّف اين تفسير سوّمين كس است از نژاد محمّد سررزى و غالبا اين فاصله در انتساب بيش از يك قرن زمان لازم ندارد . ( 95 ) ص 55 ، س 11 ، بايست : به كسر ياء مثناة تحتانى نياز و احتياج و ضرورت در اينجا به معنى شهوت و آرزو آمده است . ( 96 ) س 12 ، « همچو آيينهء بىنقش ساده گشته‌ام الخ » اين مطلب را در آخر داستان شيخ سررزى بدين صورت در مثنوى آورده است :